کی گفته دکتر گیل آبادی باید برای همیشه در رادیو جوان بمونه؟!
تا بوده همین بوده و تا هست همین است
رادیو های کشور، شبکه به شبکه نیاز به تکون از نوع فناوری شده
و مثبتش دارن.
کی جز گیل آبادی می تونه؟!
کسی جز گیل آبادی نمی تونه!
فقط گیل آبادی می تونه!
پس زیاد عصه نخورید که تحول دیگری در راه است
اون هم از نوع جوانانه ش.
رجا نیوز هم همچنان به زیستن ادامه دهد
خدا روزیش را در زیستنی این گونه قرار داده
دوستداران رادیو جوان و دکتر!
لطفاْ نون رجا نیوزی ها را آجر نفرمائید.
با تشکر
رادیو جوان را از بیست و یکمین نمایشگاه کتاب بشنوید.
فقط همین
وعده ما و شما مصلای بزرگ تهران
۱) عیدتون مبارک
۲)هیچ یادداشت خاصی ندارم برای بهار
اما چند تا بهارانه برای شبهای بهار نوشتم
۳) شبهای بهار هرشب از ساعت ۸ تا ۹:۳۰ پخش می شه
فکر نکنین ما نیم ساعت اضافه رو گرفتیما،نه... بهمون دادن.
گفتن ۱ساعت برای شفید مثل شبی که حالا شبهای بهار شده کمه.
خلاصه گوش کنید و لذت ببرید.
جشن تولد دوازدهمین سال تاسیس رادیو جوان
با آغاز ماه ربیع الاول برگزار می شود.
جزئیات برنامه ها را در اینجا بخوانید

اولش نمی خواستم برم اما به اصرار بچه ها راضی شدم
اولش می خواستم زود برگردم اما وقتی برنامه تموم شد دلم گرفت
اولش فقط حال و هوای جماران بود اما خیلی زود کربلایی شد
خوشحالم که دیروز رفتم جماران
همش سعی می کردم گوشه گوشه اون راهرو و اون صندلی رو
به خاطر بسپارم.با اینکه بارها دیده بودم اونم از نزدیک اما حال و هوای دیروز فرق داشت
دیروز بازهم رادیو جوان بود با یه حس خوب
حال و هوای اربعین حسینی رو ببینید
این چند وقت انقدر اتفاقات خاص توی کشور افتاده و داره می افته
که آدم نمی دونه برای کدومش پست بزنه.
بعد از داروی ایدز و آنژی پارس، حالا چشممون به گزارش رئیس
آژانس، محمد البرادعی روشن که فعالیتهای ایران رو صلح آمیز
اعلام کرده.
اما امروز
۴ اسفند ۱۳۸۶، دوازدهمین سال تاسیس شبکه رادیویی جوانه
شبکه ای که خیلی هارو دوباره به زندگی با رادیو برگردوند،یه جورایی آشتی داد.
همه برای رسیدن به روزی که شبکه جوان به بهترین ها برسه، دعا کنیم![]()
وبلاگ مدیر گروه جوان و اندیشه که قراره یه جورایی برنامه های
این گروه توی اون وبلاگ معرفی بشه و احتمالاْ نظرات شنونده ها
به برنامه ساز ها انتقال داده بشه .
از اونجائی که چند وقتی است (حدوداْ از شروع جشنواره به ظاهر قرآنی تسنیم)
رادیو جوان با مقالات جور و واجور در خبرگزاری ها، نشریات و جراید بعضاْ جور
و خدای ناکرده بعضاْ ناجور مزین شده، قرار بر این شد برداشتهای تا به حال
شفاهی خود را مکتوب کنیم تا بلکه درس عبرتی باشد برای آیندگان...
۱- اصلاْ به رادیوی ضاله جوان چه ربطی داره که خودشو قاطی مسائل
قرآنی می کنه. از قدیم گفتن هر سخن جایی و هر نکته مکانی داره.
مکان جشنواره قرآنی هم جای دیگه ست. هیچ ثوابی هم برای
رادیو جوانی ها برای این اقدام نه چندان کمک گونه به ترویج فرهنگ قرآنی
ثبت نشده...
(نکته ای را دوستی عزیز یادآور شدند مبنی براینکه همایش ریاکارانه
پیر غلامان هم از همین دست همایشهاست، مثل تسنیم...)
۲- شرمنده شدیم در مقابل عنایت بیش از حد ...نیوزها که کار شمارش افراد
شرکت کننده را بدون درخواست رادیوی مذکور انجام دادند.
اجرکم عندا...
۳- از تعداد افراد حاضر در سالن وزارت کشور تعداد کمی برای قرعه کشی
جوایز منتظر بودند و اکثر نگاههایی که با درآوردن هر اسم به آسمان می رفت،
شاید برای توی فیلم بودن و نشان دادن کثرت بوده و نه چیز دیگر...
کسی که دنبال روی رادیو جوان باشد به سفر به خانه خدا چه ربطی دارد؟!
استغفرا...
۴- جشن تسنیم یکی از هزاران هزار خطای این شبکه مسموم بود،
بماند که بعضی شبها حرفهایی از یکی از برنامه های مثلاْ سفید
این موج پخش می شود که اصلاْ برای شناساندن امام زمان به
مردم نیست و شاید گمراهند آنان که می سازند...
۵- در پایان خواهشمندم افراد خلاق این شبکه، خلاقیت را تعطیل کرده و به
کارهایی بپردازند که همگان را خوش آید حتی منصفین را...
در پايان از صاحبان وبلاگهاي
در پايان از صاحبان وبلاگهاي ؛
رادیو رسانه زندگی ، پارازیتی ها ، هنر هفتم ، ۶+۱
و
آخرشه
تقاضا دارم برداشتهاي خود را از بيانات اين چنيني صاحبان انديشه
به رشته تحرير در آورند .
این چند روز انقدر تلفن جواب دادم که خدا می دونه.
اونم تلفن هایی که مربوط به برنامه های مختلف شبکه ست.
به قول یه نفر، عوضش یه کمی با سختی های کار روابط عمومی آشنا شدم،
البته کلاْ درک کردم و با تمام وجود هم من و هم موبایلم حس کردیم.
حالا اتفاقات افتاده شده در این چند روز:
شنبه:
بهترین چیزی که می تون بگم اینه که یکبار دیگه غدیر اتفاق افتاد.
اما اینبار در استودیوی پخش شبکه. وقتی ارتباط مستقیم بین
وحید جلیلوند از مدینه محمد(ص) و مجتبی دیده بان از حرم علوی
برقرار شد و چقدر خوب بود اون حال و هوا
لینک:
یکشنبه:
یه جشن خیلی خودمونی توی طبقه چهارم ساختمان شهدا برگزار شد.
جشنی برای قدر دانی از تمام کسانی که در تسنیم۲، شبکه رو یاری کرده بودن.
(البته فقط مخصوص بچه های شبکه بود و داخلی)
خداوکیلی من یه دونه عکس با موبایلم گرفتم، اونم از دکتر گیل آبادی.
خواهش دارم تقاضای عکس سایر افراد رو نکنید.
فقط احسان رافتی عکس گرفت.
دوشنبه:
اینبار هم سفید مثل شب و باز ارتباط با مدینه.
وحید جلیلوند و امیر حسین مدرس
سعی گروه بر اینه که هرشب حدود ساعت ۹ ارتباط زنده داشته باشیم
و فردا یعنی چهارشنبه:
اولین سفر استانی حلقه وب، البته نه همه.
بدون کمترین هزینه اضافی، بدون پوستر و بدون بریز و بپاش های معمول.
ساده و خودمونی
دکتر شهرام گیل آبادی و سید حسین حسینی
۴شنبه و ۵شنبه همین هفته ـ شیراز شهر عشق
ایران فقط تهران نیست.
شما هم منتظر باشید
حس خوبي دارم، به تو كه نزديكي
مي شه دستاتو گرفت توي اين تاريكي
مي شه تا آخر عمر، با خيالت سر كرد
مي شه عاشق موندو عشق رو باور كرد
تا تو هستي جز تو، همه چي ممنوعه ست
عشق دل كنده ازين كوچه باغ بن بست
من توي آغوشت، گرم بودم يا سرد
كاش شب مي فهميد، روز باور مي كرد
بغض يك دنيا رو از دلم كم كردي
من فقط من بودم، منو آدم كردي
عشق بي حادثه نيست، من خيانت كردم
اگه يادم باشي، زود برمي گردم
اي خدايي كه برام تو شبا فانوسي
هول مي شم وقتي، تو منو مي بوسي
دومين جشن بزرگ تسنيم هم برگزار شد و تمام شد.
با تمام خاطرات دور و نزديك و تلخ و شيرين.
اول از همه بايد تبريك بگم به اونايي كه برنده اين سفر معنوي شدن.
مائده عزيزم، مرضيه نازنين و زهره بهتاج آراني.
قبل از مراسم به آقاي استاد احمد گفتم برنده مي شيد،خنديد.
شنيدن اسم احسان خواجه اميري و فرزاد حسني به عنوان برندگان
موسيقي و ترانه انصافاً لذت داشت. يه جورايي همه راضي بودند.
اگه همه ترانه هارو بشنويد، مطمئن مي شيد حقشون بوده و البته قسمت.
شايد خاطره انگيزترين قسمت جشن زماني بود كه بنفشه رافعي نامه
مائده عزيزم رو از بين صدها نامه بيرون كشيد
(اين يعني قسمت)
ازته دل و از خوشحالي جيغي كشيدم، انگار خودم برده بودم. اي كاش...
******************************
از ساعت ۱بعد از ظهر توي تالار وزارت كشور بودم. وقتي رفتم توي سالن
از اون همه كاري كه هنوز مونده بود، دلم شور مي زد. ولي همه بچه ها
با جون و دل تلاش مي كردن و ما مطمئن بوديم كه خدا با ماست.
از شلوغي پشت در و زمان باز شدن درها بگذريم كه بدجوري دردناكه.
برنامه با اجراي نيما رئيسي و سيد حسين حسيني آغاز شد.
هيجان زيادي توي سالن بود. بعد از سرود ملي كشورمون و تلاوت قرآن
تقدير شد از كساني كه افتخاري اثر فرستاده بودن.
رياست جمهور، شهردار تهران و چه تشويقي كردن مردم استاد مسلم نقاشي و
مينياتور، استاد محمود فرشچيان. صداي دستها قطع نمي شد.
صحبتهاي دكتر گيل آبادي و مهندس ضرغامي كه خاتمه يافت، چند تا از گوينده هاي
خوب شبكه اومدن روي سن.
(بنفشه رافعي، آرزو جعفر پور و زهره سادات هاشمي)
آرش چپردار هم بوده اما نمي دونم چرا مجريان نديدنش.
خلاصه قرعه كشي نامه ها انجام شد و بعد هم كامنتها و پيامك ها كه
صادق داوري فر و زهره هاشمي مسئولين اجراش بودن.
(اي كاش صادق داوري فر ياد بگيره ميكروفن رو توي گلوش نبره)
اينجا بود كه وضعيت سالن كمي بهم ريخت و نوبت رسيد به مهمترين قسمت
برنامه كه نيما رئيسي خيلي خوب فضا رو آماده كرد. دعوت از
احسان خواجه اميري انقدر تشويق داشت كه ديگه كسي سر از پا نمي شناخت.
راست مي گن هنرمندا جاشون تو قلب مردمه.
فقط حيف كه از اجراي زنده خبري نبود و اساسي ترين حالگيري مراسم اين بود.
محمد عليزاده هم روي سن اومد و اجرا كرد. ولي انگار هر كاري هم براي
تسنيم بخونه، اون چشمه دور و روشن نمي شه.
خلاصه مراسم با دادن لوح يادبود به برندگان ادامه پيدا كرد و تمام شد.
*****************************
حواشي:
جالبترين نكته صداي نيما رئيسي بود كه بعد از سرما خوردگي سخت
حسابي شنيدني شده بود.
يه چيز جالب ديگه هم، كت و شلوار هاي يك دست بچه هاي شبكه بود.
مي تونستن با هم يه گروه سرود بشن و برن روي سن.
دردناک ترین قسمت برنامه این بود که من مجبور بودم تکست هامو بنویسم
و برای برنامه ساعت ۸:۳۰ تحویل سردبیر بدم
منتظر عكس هاي مراسم باشيد



