![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
احساس مي كنم ما داريم خيلي چيزهارو فراموش مي كنيم. موقع سحر به تنهاچيزي كه فكر مي كنيم خوردن سحريه كه نكنه يه وقت ضعف مارو بگيره. وقتي به اندازه يكي دو دقيقه صحبت هاي امام رو قبل از اذان صبح شنيدم، حس كردم ما داريم خيلي آدم هارو هم فراموش مي كنيم. اين چند خط رو از صحبت هاي امام درباره ماه مبارك رمضان انتخاب كردم: "تمام اين جنگها و تمام اين نزاعها كه در اين عالم واقع ميشود، چه در يك عايله واقع شود يا در همه عالم، كه آن هم يك عايله است، تمام اينها از همين سركشي نفس است. و ضيافتالله در آنجا، كه ما به آن دعوت شديم، اين است كه وارد بشويم در آنجا و ترك كنيم آن شهوات نفسانيه را و اين بسيار مشكل است. ترك شهوات جسماني آسانتر است تا شهوات بالاتر، تا برسيد به شهوات نفساني. تا آن آخر انسان مبتلاست به اين شهوات نفساني. و ضيافتالله هم در آن عالم اين است كه ما دعوت شديم كه ترك كنيم اينها را. اينجا ظل آنجاست و آنجا روح اينجاست و شهوات عقلاني هم كه در بسياري از تمام عالم پرتو انداخته است، اين بالاتر از شهوات روحاني و نفساني و جسماني است، و ضيافت الله هم در آنجاست كه آن هم ترك بشود. ضيافتالله به ترك اين چيزهاست، براي اينكه ضيافت،رفتن در حضور آن كسي است كه انسان را دعوت كرده است. خدا دعوت كرده است، ما هم در اثر اين، در دنبال اين دعوت وارد ميشويم در ضيافت." ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ لينك مطلب:
تا حالا فكر كردين چرا سبز يه رنگ خاصه؟ اگه از ديد روانشناسي واين حرف ها بگذريم، رنگ سبز در قرآن هم بارها آمده.در آيات مختلف يكي از وعده هايي كه به نيكوكاران و ابرار داده شده وعده لباسهاي زيبا از لطيف ترين پارچه هاست به رنگ سبز. در آيات سوره دهر هم اين وعده آمده. اما خبرگزاري مهر مطلبي رو درباره همين موضوع روي سايت گذاشته كه لينكش رو در زير مي بينيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ يه خبر جديد: قراره از جمعه برنامه اي جديد با عنوان سُندُس روي آنتن بره قطعاً با توجه به اسمش يه برنامه تسنيميه. جمعه ساعت ۸ تا ۹ شب. درباره چطور بودنش حرفي نمي زنم كه خودتون بشنويد. مطمئنم براي خيلي ها يه سورپريزه. اين لينك رو فراموش نكنيد:
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 9:16 توسط عطیه |
|
|
این روزها بدجوری حال و هوای عاشقی توی سر همه است. همه اونهایی که ۱۱ ماه صبر کردن یا غفلت کردن. هرکدومش که باشه فرقی نمی کنه. الان وقتشه . وقتشه که بری پیشش. صداش کنی. هرچقدر که می تونی بلندتر. باید همه فلک صداتو بشنوه. بدونه که تو اومدی. بهتر است بگم برگشتی. برگشتی برای اینکه دوباره برای هزارمین دفعه عهد ببندی که غفلت ممنوع. اون با اینکه می دونه شاید بازهم عهدتو بشکنی، بازهم به حرفت گوش میده. وقتی توی اون ۳ شب بزرگ که خیلی مواقع دوست نداری صبح بشن، هرشب بارها و بارها اون هزار اسم آبی را فریاد می زنی، خودش می دونه که تو اگه حتی دوباره عهدتو بشکنی ته دلت فقط پیش یه نفره و هیچ وقت غفلت توش راه نداره.
طلوع ماه عاشقی دوباره فصل نو شدن طراوت راز و نیاز پلی میان تو و من شوق دوباره پر زدن در آسمان عشق تو دوباره غوطه ور شدن به بیکران عشق تو میان بحر رحمتت دلم زلال می شود حتی یه لحظه زندگی بی تو محال می شود لحظه ناب ربنا، چشمایی که منتظره روشنه از نگاه تو، تو هر غروب یه پنجره ديشب حرف خوبي شنيدم بياييم ماه رمضان امسال رو با گناهان كبيره تهمت و غيبت مبارزه كنيم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 10:53 توسط عطیه |
|
|
دیروز که دیدمش خیلی حالم گرفته شد. باز هم توهین... باز هم بی حرمتی... نمی دونم چرا... ولی معمولاْ وقتی کسی یا چیزی خیلی مهم بشه یا باشه، دشمنان کمر به تخریبش می بندند به هر شکلی و به هر نحوی که باشه مهم نیست. خودتون ببینید و نظر بدید .......... این تصویریه که توی یکی از مجلات آمریکایی چاپ شده. ببینید ایران رو چی تصور کردن، مثل یه فاضلاب که سوسکها دارن توش رفت وآمد می کنند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هَلْ أَتى عَلى الانسنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شيْئاً مَّذْكُوراً وقتی این آیه از سوره انسان رو خوندم، پیش خودم فکر کردم این انسانی که ما می بینیم قبلاْ چه جوری بوده؟ زمانی که بجز آدم و حوا هیچ بنی بشری روی زمین نبوده، اصلاْ چیزی به نام زندگی وجود داشته؟ توی تفسیر المیزان خوندم که " معناى آن اين است كه به طور مسلم روزگارى بوده كه نام و نشانى از انسان نبوده و مراد از ((انسان )) در اين آيه جنس بشر است ، و اما اينكه بعضى گفته اند: مراد از آن آدم ابو البشر است ، با آيه بعدى سازگار نيست ، چون آدم ابو البشر از نطفه خلق نشده، و آيه بعدى در باره همين انسان مى فرمايد ((انا خلقنا الانسان من نطفه ))." واقعاْ ما آدما چقدر خودمونو بزرگ می دونیم، چقدر تکبر و غرور چشممون رو کور کرده. یادمون رفته که هیچ چیز نیستیم. خدا مارو از نطفه ای کوچک خلق کرده که به راحتی می تونست اونو نابود کنه. اما نکرد تا ما از نعمت انسان بودن بهره ببریم و زیستن رو تجربه کنیم. این وسط تنها چیزی که یادمون رفته انسانیته و شکر نعمت انسان بودن ما هدف اصلی انسان شدنمون رو فراموش کردیم، تمام هدفمون توی زندگی تصرف کردن هرچیزیه، اصلاْ مهم نیست مال کی باشه. فقط می خواییم بدستش بیاریم و اگه نشد نابودش کنیم. این چند وقته خیلی با این موضوع برخورد کردیم. ترفندهایی که کشورهای دیگه برای ایران به کار می گیرن تا به هر شکلی شده ما رو از میان بردارن. از توهین هایی که به مسلمونا می شه گرفته تا توهین هایی که به فرهنگ و تمدن کشورمون می شه. فیلم هایی که بر علیه ما ساخته می شه. تصمیماتی که بر علیه ما گرفته می شه. و همه اون چیزهایی که بر علیه ماست از جانب کسانی که هیچ حقی به گردن ما ندارن که بخوان برامون تعیین تکلیف کنن. خدایا ...! ما می خواییم به کجا برسیم؟! اونا می خوان به کجا برسن؟! خدایا...! انسان قرن تکنولوژی و پیشرفت به کدوم چاه داره سقوط می کنه؟! لینک مطلب: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 8:15 توسط عطیه |
|
|
بازم دیر جنبیدم. نمی دونم چه حکمتیه که هیچ وقت نمی تونم سر وقت یه پست بزنم. سر وقت تبریک بگم و سر وقت خیلی چیزای دیگه... اینارو گفتم که بگم عید گذشته مبارک. از روز قبل از عید دارم فکر می کنم چه پستی بنویسم. هیچی به ذهنم نمی رسید تا اینکه اتفاقات عجیب و غریبی افتاد. سه شنبه: همه این طرف و اون طرف می دوند. بالاخره امام زمان که کم کسی نیست. یه جورایی همه مون بهش ارادت داریم. (بین خودمون بمونه ها، بیشتر ازش می ترسیم تا ارادت. یعنی این ارادتمونم از روزی ترسه. بهتره انکار نکنیم. تقصیر خودمون نیست. از بچگی تنها چیزی که از امام به ما گفتن درباره اون روزیه که وقت ظهور می رسه و تنها تصویری که برامون ساختن یه آقایی با یه شمشیره). امشب فقط یه چیز تو دلم گفتم: چه خوب که نیمه شعبان توی تابستونه و اینهمه شربت می دن. شربت از شیرکاکائو خوشمزه تره. نه؟! بدجوری حالم گرفته شده از خیلی چیزها. از همه جور گناه کبیره ای که فکرشو بکنین. از همه جور زیر سوال بردن شخصیت افراد. از بی خبری. از عصبانیت بعضی ها. از اینکه نمی تونی حرف بزنی مبادا متهم بشی بهخیلی چیزها. از اینکه نکنه درست باشه خیلی چیزها. اما می دونم که نیست. چهارشنبه: خدایا مارو هدایت کن. ساده ترین جمله باشه که بارها به کار بردیم اما معنیشو هرگز نفهمیدیم. خدایا اونایی که قصد تخریب افراد و جامعه اسلامی رو دارن هدایت کن. اگه قابل هدایت نیستن رسوایی براشون بهترین چیزه و خدایا...
متن زیر قسمتی از تفسیر المیزان است که در تفسیر شکر، کفر و هدایت در سوره انسان آمده معناى شكر و كفر و دو نكته اى كه از آيه : ((انّا هديناهالسبيل امّا شاكرا و كفورا)) استفاده مى شود و كلمه ((شكر)) به معناى آن است كه نعمت را طورى آشكار به كار ببرى كه به همه بفهمانى ايننعمت را فلان منعم به من داده ،و ما تفسير اين كلمه را در ذيل آيه و سيجزى ((اللّه الشاكرين )) ايراد نموده ، گفتيم حقيقت شاكر بودن بنده براى خدا اين است كه خالص براى پروردگارش باشد، و در مقابل ، كفران به معناى استعمال آن به نحوى است كه از خلق بپوشانى كه اين نعمت از منعم است . و تعبير به ((اما شاكرا و اما كفورا)) بر دو نكته دلالت دارد: نكته اول اينكه : مراد از سبيل ، سنت و طريقه اى است كه بر هر انسانى واجب است كه در زندگى دنيائيش آن را بپيمايد، و با پيمودن آن به سعادت دنيا و آخرت برسد، كه اين سبيل او را به كرامت زلفى ، و قرب پروردگارش سوق مى دهد، كرامتى كه حاصلش دين حق است كه نزد خداى تعالى همان اسلام است . نكته دوم - كه اين تعبير بر آن دلالت دارد - اين است كه : آن سبيلى كه خدا بدان هدايت كرده سبيلى است اختيارى ، و شكر و كفرى كه مترتب بر اين هدايت است ، در جو اختيار انسان قرار گرفته ، هر فردى به هر يك از آن دو كه بخواهد مى تواند متصف شود، و اكراه و اجبارى در كارش نيست ، همچنان كه در جاى ديگر فرمود: ((ثم السبيل يسره ))، و اينكه در آخر سوره فرموده : ((فمن شاء اتخذ الى ربه سبيلا و ما تشاون الا ان يشاء الله )) مى فهماند آنچه از بنده وابسته به اراده خداى تعالى است مشيت بنده است ، نه عمل بنده ، كه مورد مشيت خود بنده است ، پس اين آيه هم نمى خواهد تاءثير مشيت بنده در عمل او را نفى كند. لینک مطلب:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 8:19 توسط عطیه |
|
|
سلام با یک روز تاخیر،
دیروز روز خوبی بود. صبح ۲ساعت بیشتر خوابیدم.سر کار نرفتم و ... اما روز جوان در رادیو جوان: دیروز ساعت ۱:۱۰ آقای حسینی رو دیدیم و با تمام وجود آرزوی موفقیت برایشان کردیم که نکند خدای نکرده به سرنوشت بعضی از افراد دچار شود. دیروز ساعت ۱:۳۰ ظهر سردار رادان توی پخش بود در برنامه چالشی ساعت ۲۵ اونور شیشه و مشغول مصاحبه با آقای حسینی مدیر روابط عمومی شبکه. دیروز ساعت ۱:۳۰ ظهر آقای حسینی مدیر روابط عمومی توی پخش بود در برنامه چالشی ساعت ۲۵ اونور شیشه و مشغول مصاحبه با سردار رادان. سردار رادان مثل تمام وقتهای دیگه کاملاْ خونسرد بود و احتمالاْ لبخند هم به لب داشت و با سعه صدر جواب تمام سوالات را داد. آقای حسینی با رعایت احترام کامل با ایشان گفتگو کردند. سیل اس.ام.اس ها و تلفنها بود که روانه شد و حداقل ۵۰ درصد سوالات با موضوع مشخص برنامه و مجری مذکور گذشته. دیروز نمی دونم چقدر بعد از شروع برنامه فرزاد حسنی توی پخش بود در برنامه چالشی ساعت ۲۵ اینور شیشه و مشغول تماشای مصاحبه آقای حسینی با سردار رادان. ممنون از سردار رادان که در برنامه شرکت کرد. ممنون تر از آقای حسینی که گفتگوی فوق العاده ای (البته با کمی ارفاق) با سردار داشت. به همون اندازه ممنون تر از فرزاد حسنی که در استودیو حاضر بود و حرف و حدیث ها به پایان رسیدو در حال حاضر هیچگونه کدورتی بین هیچگونه دو نفری نیست. دیروز شنیدم فاطمه صداقتی باز هم می آید، شاید هم آمده. دیروز روز خوبی بود ۴ساعت از برنامه های زنده شبکه (البته بقیه هم زنده بودند) از نوع گروه جوان و فرهنگش به سردبیری رضا ساکی روی آنتن رفت. دیروز شنیدم دکتر گیل آبادی در حال بازگشت به رادیو جوانه البته از سفر حج. مطمئنم برای تمام این اتفاقات خوب روز جوان در رادیو جوان دعا کرده. دیروز شکرخند برگزار شد با ۲ ساعت تاخیر. دیروز شکرخند شلوغ تر از همیشه برگزار شد با ۲ساعت تاخیر. دیروز رضا ساکی به گفته خودش بعد از ۱۱ ماه توی جلسه سیزدهم شکرخند شرکت کرد و پشت تریبون رفت. دیروز ساعت ۸:۲۰ امیرحسین مدرس، رضا رفیع رو در اجرا تنها گذاشت تا به جام جم برسه و بره تو کوله پشتی. دیروز کاردان به جای امیرحسین مدرس نشست که امید است دیگر اتفاق نیفتد. کلاْ امید است که همواره هرکس سر جای خودش باشد نه دیگری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 11:33 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|