![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
حس خوبي دارم، به تو كه نزديكي مي شه دستاتو گرفت توي اين تاريكي مي شه تا آخر عمر، با خيالت سر كرد مي شه عاشق موندو عشق رو باور كرد تا تو هستي جز تو، همه چي ممنوعه ست عشق دل كنده ازين كوچه باغ بن بست من توي آغوشت، گرم بودم يا سرد كاش شب مي فهميد، روز باور مي كرد بغض يك دنيا رو از دلم كم كردي من فقط من بودم، منو آدم كردي عشق بي حادثه نيست، من خيانت كردم اگه يادم باشي، زود برمي گردم اي خدايي كه برام تو شبا فانوسي هول مي شم وقتي، تو منو مي بوسي دومين جشن بزرگ تسنيم هم برگزار شد و تمام شد. با تمام خاطرات دور و نزديك و تلخ و شيرين. اول از همه بايد تبريك بگم به اونايي كه برنده اين سفر معنوي شدن. مائده عزيزم، مرضيه نازنين و زهره بهتاج آراني. قبل از مراسم به آقاي استاد احمد گفتم برنده مي شيد،خنديد. شنيدن اسم احسان خواجه اميري و فرزاد حسني به عنوان برندگان موسيقي و ترانه انصافاً لذت داشت. يه جورايي همه راضي بودند. اگه همه ترانه هارو بشنويد، مطمئن مي شيد حقشون بوده و البته قسمت. شايد خاطره انگيزترين قسمت جشن زماني بود كه بنفشه رافعي نامه مائده عزيزم رو از بين صدها نامه بيرون كشيد (اين يعني قسمت) ازته دل و از خوشحالي جيغي كشيدم، انگار خودم برده بودم. اي كاش... ****************************** از ساعت ۱بعد از ظهر توي تالار وزارت كشور بودم. وقتي رفتم توي سالن از اون همه كاري كه هنوز مونده بود، دلم شور مي زد. ولي همه بچه ها با جون و دل تلاش مي كردن و ما مطمئن بوديم كه خدا با ماست. از شلوغي پشت در و زمان باز شدن درها بگذريم كه بدجوري دردناكه. برنامه با اجراي نيما رئيسي و سيد حسين حسيني آغاز شد. هيجان زيادي توي سالن بود. بعد از سرود ملي كشورمون و تلاوت قرآن تقدير شد از كساني كه افتخاري اثر فرستاده بودن. رياست جمهور، شهردار تهران و چه تشويقي كردن مردم استاد مسلم نقاشي و مينياتور، استاد محمود فرشچيان. صداي دستها قطع نمي شد. صحبتهاي دكتر گيل آبادي و مهندس ضرغامي كه خاتمه يافت، چند تا از گوينده هاي خوب شبكه اومدن روي سن. (بنفشه رافعي، آرزو جعفر پور و زهره سادات هاشمي) آرش چپردار هم بوده اما نمي دونم چرا مجريان نديدنش. خلاصه قرعه كشي نامه ها انجام شد و بعد هم كامنتها و پيامك ها كه صادق داوري فر و زهره هاشمي مسئولين اجراش بودن. (اي كاش صادق داوري فر ياد بگيره ميكروفن رو توي گلوش نبره) اينجا بود كه وضعيت سالن كمي بهم ريخت و نوبت رسيد به مهمترين قسمت برنامه كه نيما رئيسي خيلي خوب فضا رو آماده كرد. دعوت از احسان خواجه اميري انقدر تشويق داشت كه ديگه كسي سر از پا نمي شناخت. راست مي گن هنرمندا جاشون تو قلب مردمه. فقط حيف كه از اجراي زنده خبري نبود و اساسي ترين حالگيري مراسم اين بود. محمد عليزاده هم روي سن اومد و اجرا كرد. ولي انگار هر كاري هم براي تسنيم بخونه، اون چشمه دور و روشن نمي شه. خلاصه مراسم با دادن لوح يادبود به برندگان ادامه پيدا كرد و تمام شد. ***************************** حواشي: جالبترين نكته صداي نيما رئيسي بود كه بعد از سرما خوردگي سخت حسابي شنيدني شده بود. يه چيز جالب ديگه هم، كت و شلوار هاي يك دست بچه هاي شبكه بود. مي تونستن با هم يه گروه سرود بشن و برن روي سن. دردناک ترین قسمت برنامه این بود که من مجبور بودم تکست هامو بنویسم و برای برنامه ساعت ۸:۳۰ تحویل سردبیر بدم منتظر عكس هاي مراسم باشيد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:7 توسط عطیه |
|
|
با اندکی تاخیر روز ملی دختران مبارک. این چند روز هر کاری کردم حوصله آپ نداشتم، یعنی راستش وقتشو نداشتم.کارهای زیادی سرم ریخته. ۴شنبه نمایشگاه مطبوعات افتتاح شد، بعد از کلی خستگی، یه نفر اومد گفت: آخه نمایشگاه مطبوعات چه ربطی به شما و شبکه داره؟! (خدایی خودمم نمی دونستم چه ربطی داره) بچه ها هم براش توضیح دادن که فقط ما پوشش خبری می دیم. طرف از خبرگزاری فارس بود و اتفاقاْ خیلی خوب شروع کرد درباره برنامه های شبکه به نقد و بررسی و بحث. اولش جا خوردم ولی بعدش خوشم اومد. دفتر یادبود جالبی برای نمایشگاه ساختن که دکتر گیل آبادی افتتاحش کرد. اما چیزای جالبی توی این دفترچه ست، بعدها وقت شد، می نویسم. ۵شنبه دومین جلسه حلقه وب برگزار شد با اتفاقات گوارا و ناگوار. البته من به خاطر داشتن کلاس زود رفتم و درنتیجه اطلاعاتم خیلی کامل نیست. جمعه عصر رفتم نمایشگاه. جلوی غرفه شبکه جای سوزن انداختن نبود. واقعاْ عجب تاثیری دارن بعضی ها! احتمالاْ غرفه های دیگه می خواستن سر به تن رادیو جوانی ها نباشه. ولی مهم نیست. ۱شنبه هم رفتم سازمان و هم نمایشگاه. ۶صفحه متن تحویل آقای جوادزاده دادم و ساعت ۷ به زور انداختنمون بیرون. و اما دوشنبه. دیروز عصر من به آی کیو بالا بودن خیلی ها پی بردم. یه اس.ام.اس برای تمام مشترکین مخابرات اومده که در اختتامیه جشن تسنیم شرکت کنید. از قضا پیامک مورد نظر نصفه بوده. آقا! این ملت پدر تلفن روابط عمومی رو درآوردن.طرف اصلاْ توی مسابقه شرکت نکرده، زنگ زده می گه: مگه من برنده شدم؟! بعضی هام که خیلی احساس داشتن، بعد از اینکه کلی براشون توضیح دادم، برگشتن گفتن: خب که چی؟! دیگه از اینا جالبتر کسی بود که با ناراحتی گفت: جایزه ش فقط سفر حجه؟! بگو اینو دیگه کجای دلمون بذاریم؟! هنوز که هنوزه نمی فهمم برای چی این پیامک فرستاده شده؟! مطمئناْ با این وضع باید از شب قبل بخوابیم جلوی تالار وزارت کشور! شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ سالن وزارت کشور واقع در میدان فاطمی راس ساعت ۵ بعد از ظهر.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 11:17 توسط عطیه |
|
|
اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم حس می کنم خیلی هارو خیلی کم دیدم، شایدم خیلی کم شنیدم. نه!... خیلی کم حس کردم دیشب دلم برای قیصر امین پور و شعرهاش تنگ شد. برای صدای ناصر عبداللهی هم... و ناگهان چقدر زود دیر شد... ديشب او بار بست و ما مرديم
مرگ در تار و پود ما جارى است او قفس را شكست و ما مرديم آرى آن مرد هست و ما مرديم ــــــــــــــــــــــــــــــ دومین جلسه حلقه وب ۵شنبه ۱۷ آبان برگزار می شه. مکان: فرهنگسرای مدرسه (اندیشه) خیابان شریعتی - پایین تر از پل سید خندان - روبروی باشگاه پیام - فرهنگسرای مدرسه- سالن اجتماعات زمان: ساعت ۱۴ واما جشن تسنیم: داوری ها تقریباْ به پایان رسیده و نتایج مسابقه در روز شنبه ۲۶ آبان که اختتامیه جشن تسنیمه اعلام می شه. مراسم اختتامیه: سالن وزارت کشور واقع در میدان فاطمی راس ساعت ۵ بعد از ظهر.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 6:39 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|