![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
سلام هركس تا آخرش نخونه اميدوارم 5 ساعت توي صف جشنواره روي پا وايسه و بعد هم فيلم خوبي نبينه الان که دارم می نویسم ۲روز از هفت شنبه و آخرشه گذشته اول بگم که باور کنید من با گوشهای خودم شنیدم که گفتن دهه فجر برنامه ندارن خودمم توی خواب دستم خورد به پیچ رادیو و دیدم داره می گه و حالا هفت شنبه! موضوع برنامه: دادن سیمرغ به بهترینهای هفت شنبه که توی بازیگری خانم مقدمی و محمودرضا غدیریان ،نویسندگی ابوالقاسم صادقی کارگردانی خوب معلومه فرزاد حسنی( آخه کارگردان دیگه ای نیست) تهیه کننده فریبرز گلبن به نظر من یه کم موضوع این هفته بی مزه بود(شایدم خیلی بی مزه بود) بخش خوندن نامه ها گردن خاله اقدس و واویلا بود راستی تصنیف زیبای دلشدگان استاد شجریان رو پخش کردن که فوق العاده بود بعد هم قسمتی از برنامه های گذشته که ندا رادمهر آماده کرده بود که توپ بود اینم شعری که امیر زنده دلان خوند:( شما با آهنگ اصلی بخونید... بوی عیدی) بوی گوجه بوی دوغ بوی املت سوخته بوی سیر و نعنا داغ وسطای آش جو بوی تند جورابای پدربزرگ هوس خوردن املت با بچه ها دیدن قیمت گوجه تو کنار کوچه ها با اینا روزا رو پرپر می کنم با اینا دیگها رو دمر می کنم اینم متن آخر: به زير طاق حضورت به زير سايه گرم وجودت در كنا ر آنچه ماندني است و در پيشواز آنچه بازگشتني است در ميان همه داشتن ها و دوست داشتني ها فقط به نعمت نام تو كه جها مرا پر كرده است، بسنده مي كنم با داشتنت در زير سايه و طاق حضورت سعادت نزديك است نزديكتر از هميشه بر و بچز برنامه: نويسنده: سنگ كاغذ قيچي كارگردان: رئيس بازيگران: اخراجي ها و محمودرضا صدابردار: ساعت25 ارتباطات و هماهنگي: دستهاي خالي با همكاري گفتاري و..... : پاداش سكوت با تشكر ويژه از: قاعده بازي تهيه كننده: مرد عنكبوتي
و حالا جشنواره رفتن من و بر و بچز چهارشنبه قرار شد من برم توي صف. با اعتماد به نفس كامل از كارم جيم شدم و ساعت 12 رسيدم به سينما آفريقا. صف كه چي بگم. مثل صف بستن برره اي ها بود. 200 نفر حداقل جلوتر از ما بودن. ولي ما اميدمون رو از دست نداديم. ساعت 1:15 بليط فروختنن شروع شد ولي ما ساعت 2:15 بليط گيرمون اومد. اونم چي روي پله هاي بالكن سينما آفريقا كه تاريكي و كورمال كورمال رفتيم بالا. اين ورقه هاي نظرسنجي هم بد چيزي نيستا. نشستيم روي اونا. خداييش ما بي فرهنگ نيستيم ولي به قول رضا صادقي چاره اي جز اين نداشتم. حالا فك كن يه فيلم نسبتاً كوتاه، تازه اولشم نبيني. يعني ما تا آخر فيلم اثري از بهرام رادان نديديم. چه حالگيري شد اما خب بازي باران و بيتا فرهي فوق العاده بود. و حالا پنج شنبه اين ماجراي چند تا اخراجيه ساعت 9:30 صبح تنهاي تنها توي صف بودم. كاملاً كمپوت شديم. آرتروز، واريس و ديسك كمر رو استاد كرديم.هنوز تمام بدنم درد مي كنه. خدارو شكر اين دفعه سر وقت رفتيم تو. اما حيف اون 5 ساعت توي صف. فيلم اونقدري كه مي گفتن چيزي نبود. واقعاً الكي گندش كردن.به لطف بازي خوب بازيگرا هر فيلمي خوب پيش مي ره. ارژنگ امير فضلي بعد از مدتها دوري خيلي عالي بود. اكبر عبدي، امين حيايي و كامبيز ديرباز هم كه ديگه گفتن نداره.خلاصه بعد از ظهر خسته و كوفته برگشتم خونه. وحالا شنبه تمام جشنواره يه طرف و داريوش مهرجويي و فيلمش يه طرف انقدر از علي سنتوري خوشم اومد كه هنوز توي خماريش موندم اونم وقتي توي صف هستي و دوستت زنگ بزنه و بگه يه بليط اضافه داره. با غرور و تكبري ناخواسته ولي اين فيلم تمام خستگي اين چند روز رو از بين برد. بازي عالي بهرام رادان و تيپ با حالش. گلشيفته هم كه احتياج به تعريف نداره. مثل هميشه عالي. اگه صد بار ديگه اكران بشه ارزش ديدن داره. حيف كه اول جشنواره نرسيد وگرنه بهترين فيلم ميشد. حواشي ديروز: نيما شاهرخ شاهي بازيگر پارك وي هم اومده بود. ازهمه مهمتر اينكه 2 تا از بچه هاي همشهري جوان رو ديدم( احسان رضايي و ايمان جليلي) كه ديگه ذوق مرگ شدم خلاص ديشب شب به ياد موندني داشتم راستی امشب می خوام برم فیلم رئیس
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 12:18 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|