![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
اولين گزارش كلاسهاي حلقه طنز راديو جوان دومين جلسه كلاس طنز امروز بعد از ظهر با حضور 20 نفر از بچه ها برگزار شد. اين رو هم بگم كه جلسه اول بيشتر صرف آشنايي بچه ها با فضاي كلاس، آقاي استاد و يكديگر شد. اگر از مشكلات اوليه جلسه و آفيش بچه ها بگذريم كه حسابي همه رو پكر كرد اين كلاس در فضايي بسيار صميمي برگزار مي شه و هركس بايد تا جايي كه مي تونه براي اهدافي كه در زير مياد تلاش كنه.
در اين جلسه آقاي ختايي كه حكم استادي كلاس رو دارند اهداف اين دوره رو براي ما مشخص كردند كه به صورت فهرست وار عبارتند از: 1) كشف استعدادهاي جديد در عرصه طنزپردازي (خودمونيم ديگه 2) تهيه جزوه اي كامل از تعاريف و مفاهيم مربوطه از طريق يادداشتها و برداشتهاي همه دوستان به طوريكه بتوان به عنوان منبعي موثق و كامل در هر جايي از آن استفاده كرد. 3) انجام كارهاي تحقيقاتي به خصوص تحقيق درباره طنزپردازان قديم و جديد ايران. (تهيه زندگينامه، نمونه آثار و هر چيزي كه به طناز مورد نظر مربوط شود.) 4) تهيه آرشيوهاي كتاب، فيلم و نوشته هاي طنز از طنازان حاضر و غايب. همچنین در این جلسه بچه ها با کمک آقای ختایی و تحقیقاتی که کرده بودن تعاریف و مفاهیمی برای طنازی وفکاهی و هجاوی و هزالی ارائه دادن( همون طنز و فکاهه و هجو هزل خودمون. فک کن اونارو از خودم درآوردم خلاصه كه اين گروه مي خواد بتركونه و حلقه طنز جديدي با ايده هاي جديد براي راديو جوان بسازه. ( شایدم مثلاْ مهدی استاد احمد و جلال سمیعی و بقیه رو از رادیو بیرون کردیم خودمون جای اونارو گرفتیم البته زورمون به آقای ختایی نمی رسه گزارش در همین حد بسه. برای کلاس ۲ ساعته کافیه. البته یه سری مطالب فوق سری هم داره که از گفتن آنها معذورم این هم عکسهای حلقه وب ببخشید خیلی کیفیت نداره(باکیفیتهاش مال مسابقه است
بدو بیا که داریم عضو می گیریم تو باشگاه...
به خدا اگه راضی باشم به خاطر من بلند شید. بفرمایید ایشون خوش تیپ ترین و با حالترین دکتر روی زمین هستند
ابتدا میکروفون از ابهت استاد سر خم کرد بابا هر میکروفونی جلوی نادر ختایی کم میاره
ایشون ختم اینترنته، خداییش از چشمای خسته ش معلومه شب تا صبح روی سایت پارازیت کار کرده فقط نمی دونم چی توی سقف دیده بود هی بالا رو نگاه می کرد عباس رجب سلمانیه دیگه
بابا نیما داور صادق رئیسی فرد
آقا! من اعتراض دارم من به همه چی اعتراض دارم
حالا اگه من از دست روابط عمومی ارسباران دپرس بودم که گفت شکرخند برگزار نمی شه یه چیزی! نمی دونم چرا مهدی استاد احمد انقدر دپسرده ست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 20:16 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|