![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
امسال نیز گذشت
سالی که به نامت بود تویی که همه سالها به نام توست ای والا پیامدار محمد امسال تصمیم گرفتم یه جورایی عید رو بین کتاب و فیلم و رادیو تقسیم کنم. البته اینا تا ساعت ۱ شبه. بعدش نوبت اینترنت و آپدیته. کتاب و فیلم جای خودش. باید یا کتاب بخونی و فیلم ببینی یا از مهمونا پذیرایی کنی، که هم فیلم کوفت آدم می شه و هم از کتاب چیزی نمی فهمی پس می مونه رادیو اونم از نوع جوانش که آخرشه (راستی جمعه ها ۸-۶ یادتون نره) گوشی ام پی تری یا موبایل رو می ذارم توی گوشم و حال می کنم. هم رادیو گوش می دم هم از مهمونا پذیرایی می کنم. فک کن داری پذیرایی می کنی ییهو با صدای سعیدپورمحمودی از جات می پری و چایی رو می ریزی روی مهمون بیچاره. یا از خاطرات افشین و تکه های دونه درشت و خاله اقدس خندت می گیره و به مهمونه می گی وباگرفته تون به تون شده یه شیرینی بردار (اگه محمودرضا مشعلهارو بیاره که دیگه حرف نداره محشره). اونوقت یا مهمونا به عقلت شک می کنن یا بهشون برمی خوره و میرن دیگه پشت سرشونم نگاه نمی کنن. عوضش سال دیگه با خیال راحت به کارات می رسی. اما من امسال تصمیم خودم رو گرفتم. می خوام دنبال نقشه گنج برم اونم با هفت تایی ها و محمودرضا قدیریان از روز اول تا هفتم عید ساعت ۱۹-۱۷. می خوام زندگیم رو تازه کنم با زندگی تاه می شود هرشب از ساعت ۲۰-۱۹. می تونم خود ایرانیم رو بهتر بشناسم و با اون ۱۳ رسم ایرانی که قراره نقد و بررسی بشه آشنا بشم. می خوام هفت سین امسال رو با هفت سین اندیشه توی یک قرار شبانه گره بزنم اونم هرشب ساعت ۲۰ که اگه با صدای زهره هاشمی عزیز باشه دیگه آخرشه. می خوام شر و شور رادیو جوانی هارو وارد زندگیم کنم. می خوام با شر و شور بترکونم ولی نمی دونم توی چه ساعتی.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 9:48 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|