![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
قشنگ شد زنده بودن در دامن ثانیه ها قشنگ تر شد ساحت آوا در بستر سکوت انتظار ترانه تر شد بندگی در مسجد پیشانی و مهمانی و سجع خنده های بارانی ترانه قشنگ خواند
ستایش زلال بودن را در برکه وعده های خوش موسی و عیسی روحانی
قشنگ تر باد جهان با نامت ای معظم عریان تر باد عشق با یادت ای مزمل بدون تو جهان همه چیز کم داشت ای والا پیامدار محمد میلاد دو نور مدینه پیامبر اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) بر همه شما دوستان مبارک باد
توی این پست می خوام یه کمی درباره برنامه های شبکه جوان توی عید بنویسم. البته درباره اون چندتا برنامه ای که خودم گوش می کردم. اولین برنامه بهامین یا به قول فرشید منافی بهار که من به عشق گوش دادنش همیشه قبل از 9 از
خواب بیدار می شدم. 9-11 وقت بهار بود.
یکی از نکات مثبت این برنامه اجرای فرشید منافی در هفته اول عید بود و البته از حق نگذریم اجرای
امیر منوچهری در هفته دوم هم خوب بود و می تونست آدم رو پای رادیو نگه داره
دومین چیزی که خیلی ازش خوشم اومد نوع خوندن تیترهای خبری بود که یه سری از خبرهای سال 85
رو می خوندند که عنوانش به همین سادگی، به همین خوشمزگی بود و بعضیهاش چنان تکان دهنده
بود که طعم تلخش آدم رو آزار می داد.
و سومین نکته ابتکار جالب دست اندرکاران برنامه بود که یه عکس رو توی رادیو نشون می دادن و می گفتن
تماس بگیرید و بگید این عکس چیه؟!
حالا بماند که ملت چه ایده های باحالی می دادن.
برنامه بعدی که فکر کنم همتون گوش می کردین خارق العاده بود که خیلی از قسمتهاش نه
خارق العاده بود و نه فوق العاده.
البته جذابیت لازم رو برای مخاطبین داشت. مثلاً شعر خوندن دونه درشت اول هر برنامه یا
تفسیر ترانه ها توسط محمودرضا از قسمتهایی بود که من خیلی خوشم اومد
نمایشها هم بد نبود ولی انقدر تیپهای جدید وارد برنامه شده بودند که به چند تاشون اصلاً دو کلمه
حرف هم نمی رسید. توی بعضی از نمایشها هم بداهه گویی به حدی می رسید که گفتن بعضی
حرفها در شان رسانه ملی نبود.
بهتره همیشه درنظر بگیریم که رادیو و رسانه مال همه ست.
مورد بعدی حضور کارشناسانه علی بحرینی توی برنامه بود. من از طرفداران پر و پاقرص علی بحرینی
و کارشناسی هاش هستم و تا جایی که بتونم برنامه هاشو دنبال می کنم ولی واقعاً نمی دونم
جای این مباحث توی خارق العاده بود یا نه؟!
برنامه بعدی شر و شوره که به نظر من بدترین برنامه ای بود که از رادیو شنیدم. به نظرم نه تنها هیچ
نکته مثبتی توش نبود بلکه انقدر ایراد داشت که آدم از گوش دادن بهش منصرف می شد.
به نظرم مهمترین ایرادش حضور سه تا مجری لوس و بی نمک بود که انقدر توی حرف هم می پریدند که
نمی فهمیدیم چی می گن. تپق هم که بماند حتی اسم سردبیر برنامه رو نمی تونستند درست بگن
یا نویسنده رو حامد استاد محمد
از دو ساعت برنامه هم که ۱ساعت و ۴۵ دقیقه اش رو فقط داد می زدند که شر وشور، شر شور
خلاصه که ما نفهمیدیم هدف این برنامه چی بود؟!
نه سرگرم کننده بود و نه درباره جیزی اطلاع رسانی می کردند، پس برای چی ساخته شد؟!
برنامه بعدی زندگی تازه می شود بود که با اجرای معرکه سعید پورمحمودی جایی برای اعتراض
نمی ذاشت. من متاسفانه خیلی از قسمتهاش رو نشنیدم، اما همون برنامه هایی رو که گوش کردم واقعاً خوشم
اومد. یه برنامه ای که کاملاً هدف و مسیرش مشخص بود.
و آخرین برنامه بهار نشانی با اجرا مهران دوستی بود که حرف نداشت
مهمترین نکته مثبت برنامه پرداخت زیبا به ارزشهای دفاع مقدس و سرداران جنگ بود
و دیگر اینکه آشنایی با مناطق مختلف ایران
یه داستان زیبا هم آخر هر برنامه تعریف می شد که من یکی رو پای رادیو میخکوب کرد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 9:7 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|