تبليغاتX
جوانی کن، فقط با88.1 مگاهرتز - این روزها همه مهمونی می رن، شما چطور؟!
یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان
 

یه سلام با حال به با حالی تمام شما دوستای خوبم.به سارا مریدی که بدون اینکه من ازش بخوام زحمت کشید و همه کامنتای پست قبل رو جواب داد. به فرزانه ناظری که ۴شنبه از دیدنش خیلی خوشحال شدم، به هدیه که توی این هفته فک کنم حدود ۲۰-۳۰ تا اس.ام.اس به هم زدیم، به ارکیده خوب و مهربون خودم، به پرچین عزیز، مائده، پریسا، ریحانه، انسیه، الهه و بقیه که ببخشید اسم نمی برم ولی از همتون ممنون.

از همه اس.ام.اس بازهای عزیز هم ممنون که دیروز رو به نفع مخابرات کار می کردن

موبایل بیچارم پارکینسون گرفت

آقای مرندی و آقای اصغرزاده راستش من مدیر برنامه های فرزاد حسنی نیستم و برنامه ایشون هم تا ۴شنبه معلوم نیست که چی باشه، ولی به روی چشم اگه خبری گرفتم حتماً اطلاع می دم.دیروز هم به خاطر برخی اتفاقات ناگهانی، نشد که درباره این موضوع صحبتی بشه.

و اما دیروز.......

بگذریم که از شنبه ۱۲ خرداد که ندا رادمهر زنگ زد و گفت جمعه مهمون برنامه ای تا خود جمعه ذوق مرگ بودم. بگذریم از اینکه به خاطر فشار کاری این چند هفته، چند شب بود که درست نخوابیده بودم و هیجان جمعه باعث شد که ۵ شنبه فقط ۲ ساعت بخوابم. باید ۸و نیم میرسیدم جلوی ساختمون پخش ولی من یه ذره زودتر رفتم. ساعت ۷ و نیم از خونه زدم بیرون. بعد از اینکه ۳۰ لیتر بنزین تو حلق ماشین ریختم ( منو با ماشین آفیش کرده بودن، برای همین هرجای خیابون ولی عصر، بالاتر از پارک ملت می تونستم پارک کنم)، ساعت ۸ رسیدم جلوی در جام جم. بعد از گرفتن برگه آفیش از اطلاعات و گذشتن از مهمترین قسمت سازمان که خیلی خطرناکه (همون حراست خودمون) اون کوه نوردی معروف رو شروع کردم. یه سربالایی اساسی که ورزش اجباری بود. ولی خب اون بالا یه خبرایی بود که ارزش داشت حتی ۱۰۰ کیلومترم پیاده بری.خلاصه رسیدم به ساختمون پخش.( اینجا هم از یه گِیت رد شدم)

سکانس اول- پلان یک- نمای داخلی جلوی در (اطلاعات): آقا ببخشید استودیوی شبکه جوان کجاست؟

- بفرمایید انتهای راهرو، دست راست.

پلان دو (جلوی در اتاق تمرین): سلام آقای صادقی

- سلام خانوم، خانوم نجفی؟

- بله . (اینجا صدای قهقهه گروه روی هواست از تیکه های عربی فرزاد)

جعبه شیرینی رو تحویل آقای صادقی می دم و می رم تو اتاق انتظار می شینم. آقای لک لری و هادی ابوالفضلی اینجا هستن. چند دقیقه بعد هم فرزاد محمدی میاد و اون خانومه که اعلام برنامه می کنه. (انصافاً آقای لک لری آدم خیلی با شخصیتیه. انقدر راحت با آدم  سلام و علیک می کرد که انگار چند ساله می شناستت).    محمد بخشایش هم اضافه می شه و مهمون دیگه برنامه احترام سید مرتضی. دقیقاً همینجا تلفن زنگ زد و با ابوالقاسم صادقی کار داره. منم از فرصت حسن سوء استفاده رو می کنم و می رم جلوی اتاق تمرین و   تمرین گروه رو یه نگاه دزدکی می کنم. به افشین حسین خانی سلام می کنم و بعد بقیه بچه ها. انصافاً با حال بود ولی نمی تونم چیز بیشتری بگم. بووووووو....وووق.

محمد بخشایش شیرینی هارو تعارف می کنه. ما که بر نمی داریم. ساعت ۵ دقیق به ۹ و گروه میان داخل استودیو. فرزاد  و بقیه بچه هاحسابی تحویل می گیرن و میرن توی استودیو. ما هم میریم(البته پشت شیشه).

سکانس دو- پلان یک-داخلی (اینور شیشه): تیتراژ و شروع برنامه . با شروع برنامه راهپیمایی آقای صادقی هم شروع می شه. انقدر جلوی شیشه راه می ره که نگو (برای هرلحظه برنامه دلش شور می زنه). با هر تیکه بچه ها یا می خنده یا یه اشاره خشن ناک به فرزاد و بقیه می ره .  یه ترانه پخش می شه و افشین باهاش همخونی می کنه و یهو هادی ابوالفضلی صداش رو می فرسته رو آنتن . از این به بعد تمام آهنگهارو همخونی می کنه ولی بدون آنتن. بعد از نیم ساعت مجبور می شم وایسم تا بهتر ببینم. (اینجا محمد بخشایش چایی میاره  و به همراه شیرینی تعارف می کنه). یه سری چایی هم می برن اونور شیشه.

ساعت ۱۰ یه سری آگهی می رن و آهنگ شجریان (زمن نگارم...). بچه زنده و فرزاد از استودیو میان بیرون و یه خوش و بشی با همه می کنن.

سکانس دو- پلان دو-داخلی (اینور شیشه): من هنوز اینور شیشه ام. الان فرزاد اون مصاحبه حمید عسگری و محمد علیزاده رو می ذاره همه گوش می دن و کلی می خندن (هنوز رو آنتن نرفته). خب دوباره می رن تو استودیو.

(دکتر خجسته از در وارد می شه)

تعارف می کنن بشینه ولی می گه می خوام سرکشی کنم و بعد از ۲-۳ دقیقه می ره.

....................................................................( اینا رو نمی تونم بگم. شرمنده).

مصاحبه با سب بلاتر داره اجرا می شه و ما از خنده روی پا بند نیستیم. فرزاد و افشین و بقیه بچه ها دارن می ترکونن(قیل میل کیل ویل - یعنی چه می کنن اینا)

وقتی محمودرضا می گه چند تا بازیکن رو از زیر سَرم آوردم ( همه منفجر می شن)

یکی هم وقتی قَطری رو گفت قُطری ( من که نشستم زمین)

سکانس دو- پلان سه-داخلی (اینور شیشه):  ساعت نزدیک ۱۱ است و ما داریم آماده می شیم که با هادی ابوالفضلی بریم داخل استودیو. دکتر خجسته تقریباً داره میاد. ما که رفتیم توی استودیو. خداحافظ فعلاً

سکانس سه- پلان یک-داخل استودیو (اونور شیشه): سلام. از استرس و هیجان چند دقیقه پیشم خبری نیست. محمودرضا بلند می شه و من جای اون می شینم و اون یکی مهمونم بغل دست من می شینه. روبرومون مریم و الهام هستن و کنار ما یه ذره اونور تر فرزاد و بچه زنده نشستن. افشین گوشه استودیوئه و محمودرضا بالاسر فرزاد و بچه زنده وایساده.

سکانس سه- پلان دو-داخل استودیو (اونور شیشه): من شروع می کنم به معرفی و سلام علیک. حس خوبیه ها. انقدر خوشحالم که نگو. یه موسیقی. افشین درباره حذف کنکور که موضع برنامه ست می پرسه، می گم اگه کنکور فوق حذف شه خیلی عالی می شه. تمام لیسانسیه های استودیو تایید می کنن.

حالا دست دست دسته گل هفت تایی ها

 سکانس سه- پلان سه-داخل استودیو (اونور شیشه): جوک ازدواج زنبور و قورباغه رو می خونن، من که دارم از خنده روده بر می شم. یهو بعد از دسته گل، فرزاد خیلی جدی می گه تو اگه وقت داری هر هفته بیا اینجا. الان چندتامونم نیستن. منم خیلی جدی می گم آره خب. معلومه که میام. من جای هرکس بجز آقای قدیریان میام.

یهو محمودرضا خیلی جدی گفت: واقعاً؟ چرا نه؟ بچه ها بذارین ببینم چرا جای من نه؟

منم می گم: آخه من نمی تونم به خوبی شما تپق بزنم. صدای خنده ملت رفت رو هوا. 

( البته بیرون استودیو بهش گفتم هیچ کس جای شما رو نمی تونه بگیره، چون صدات تکه.)

 سکانس آخر- پلان آخر-داخل و خارج استودیو (اونور و اینور شیشه): 

بعد از خداحافظی میاییم بیرون. دکتر خجسته بیرون نشسته و شروع می کنه با فرزاد و آقای صادقی به حرف زدن. بقیه هم وایسادن. ما هم همینطور .

اینا دیگه خصوصیه و جزو اسرار.

خلاصه که خیلی خوش گذشت. جای همتون خالی خالی خالی.

حالا به افتخار انگشتای من سه - دو- یک

هفت تایی ها (هو هو....)

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:59  توسط عطیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان
صدا صداي جواني
جوان جوان ايراني

پیوندهای روزانه
مصاحبه با حامد جواد زاده سردبیر سفید مثل شب
توهین به مراجع....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
آیت ا... مکارم به حضور نپذیرفت
برگزیدگان دومین جشنواره قرآنی تسنیم
رونمایی از اثر ارسالی رئیس جمهور به جشن تسنیم
مهمتر از این شنیده بودین؟!
هفت شنبه دختران و پسران ایرانی در رادیو
بلوتوث حرام است،حرام است، حرام
سایت صدا و سیما هک شد؟!
متن مصاحبه كامل رئيس جمهور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آرشیو موضوعی
تسنیم2
پیوندها
اون يكي وبلاگ خودم (روي خط جواني)
حرير بندگي
وبلاگ رسمي برنامه سفيييد مثل شب
مدير قبل از الان شبكه (شهرام گيل آبادي- دكتر فيروزه اي)
مدير روابط عمومي (سيد حسين حسيني)
پخش زنده هرگونه شبكه و كانال متعلق به صدا و سيما
وبلاگ توپ
گردهمايي وبلاگهاي تسنيمي
خبرگزاري راديو جوان
مريخي (سندس سبز)
هدیه (6+1)
اركيده(فقط با راديوجواني ها)
مجتبی (بی سر و ته....)
فرزانه (شنیده می شوید)
انسیه(همشهری جوان)
پردیس(با فرشید منافی جوانی کنیم)
ندا (بیراهه)
زهرا(تا شقايق هست زندگي بايد كرد)
رویا(شاخه یاس)
علی(خط کش)
مائده(عینکی)
رويا(کافه ترانه)
الهه آرانیان
گروه سپيدار
امید
انوشه (نوشتم، نوشتي، نوشت)
پارازیتی ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان