![]() |
![]() |
|
| یک جرعه از آن چشمه تسنیم بنوشان |
|
بازم دیر جنبیدم. نمی دونم چه حکمتیه که هیچ وقت نمی تونم سر وقت یه پست بزنم. سر وقت تبریک بگم و سر وقت خیلی چیزای دیگه... اینارو گفتم که بگم عید گذشته مبارک. از روز قبل از عید دارم فکر می کنم چه پستی بنویسم. هیچی به ذهنم نمی رسید تا اینکه اتفاقات عجیب و غریبی افتاد. سه شنبه: همه این طرف و اون طرف می دوند. بالاخره امام زمان که کم کسی نیست. یه جورایی همه مون بهش ارادت داریم. (بین خودمون بمونه ها، بیشتر ازش می ترسیم تا ارادت. یعنی این ارادتمونم از روزی ترسه. بهتره انکار نکنیم. تقصیر خودمون نیست. از بچگی تنها چیزی که از امام به ما گفتن درباره اون روزیه که وقت ظهور می رسه و تنها تصویری که برامون ساختن یه آقایی با یه شمشیره). امشب فقط یه چیز تو دلم گفتم: چه خوب که نیمه شعبان توی تابستونه و اینهمه شربت می دن. شربت از شیرکاکائو خوشمزه تره. نه؟! بدجوری حالم گرفته شده از خیلی چیزها. از همه جور گناه کبیره ای که فکرشو بکنین. از همه جور زیر سوال بردن شخصیت افراد. از بی خبری. از عصبانیت بعضی ها. از اینکه نمی تونی حرف بزنی مبادا متهم بشی بهخیلی چیزها. از اینکه نکنه درست باشه خیلی چیزها. اما می دونم که نیست. چهارشنبه: خدایا مارو هدایت کن. ساده ترین جمله باشه که بارها به کار بردیم اما معنیشو هرگز نفهمیدیم. خدایا اونایی که قصد تخریب افراد و جامعه اسلامی رو دارن هدایت کن. اگه قابل هدایت نیستن رسوایی براشون بهترین چیزه و خدایا...
متن زیر قسمتی از تفسیر المیزان است که در تفسیر شکر، کفر و هدایت در سوره انسان آمده معناى شكر و كفر و دو نكته اى كه از آيه : ((انّا هديناهالسبيل امّا شاكرا و كفورا)) استفاده مى شود و كلمه ((شكر)) به معناى آن است كه نعمت را طورى آشكار به كار ببرى كه به همه بفهمانى ايننعمت را فلان منعم به من داده ،و ما تفسير اين كلمه را در ذيل آيه و سيجزى ((اللّه الشاكرين )) ايراد نموده ، گفتيم حقيقت شاكر بودن بنده براى خدا اين است كه خالص براى پروردگارش باشد، و در مقابل ، كفران به معناى استعمال آن به نحوى است كه از خلق بپوشانى كه اين نعمت از منعم است . و تعبير به ((اما شاكرا و اما كفورا)) بر دو نكته دلالت دارد: نكته اول اينكه : مراد از سبيل ، سنت و طريقه اى است كه بر هر انسانى واجب است كه در زندگى دنيائيش آن را بپيمايد، و با پيمودن آن به سعادت دنيا و آخرت برسد، كه اين سبيل او را به كرامت زلفى ، و قرب پروردگارش سوق مى دهد، كرامتى كه حاصلش دين حق است كه نزد خداى تعالى همان اسلام است . نكته دوم - كه اين تعبير بر آن دلالت دارد - اين است كه : آن سبيلى كه خدا بدان هدايت كرده سبيلى است اختيارى ، و شكر و كفرى كه مترتب بر اين هدايت است ، در جو اختيار انسان قرار گرفته ، هر فردى به هر يك از آن دو كه بخواهد مى تواند متصف شود، و اكراه و اجبارى در كارش نيست ، همچنان كه در جاى ديگر فرمود: ((ثم السبيل يسره ))، و اينكه در آخر سوره فرموده : ((فمن شاء اتخذ الى ربه سبيلا و ما تشاون الا ان يشاء الله )) مى فهماند آنچه از بنده وابسته به اراده خداى تعالى است مشيت بنده است ، نه عمل بنده ، كه مورد مشيت خود بنده است ، پس اين آيه هم نمى خواهد تاءثير مشيت بنده در عمل او را نفى كند. لینک مطلب:
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 8:19 توسط عطیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زندگی از ما زیستن می خواهد
پس جوان بمان صدا صداي جواني جوان جوان ايراني |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
تسنیم2 |
|
RSS
|